سفارش تبلیغ
صبا
 
پنج شنبه 97 خرداد 3 :: 11:20 عصر ::  نویسنده : مطالب وبلاگ های پارسی بلاگ

Image result for â?«Ø´Ø¹Ø± Ù?اÙ? رÙ?ضاÙ?â?¬â??

سلامم بر تو ای ماه شریف و ماه بی همتا

درودم بر تو ای ماه عزیز خالق یکتا

سلامم بر تو ای ماه دعا ای ماه آمرزش

درودم بر تو ای ماه ثنا ای ماه آمرزش

سلامم بر تو ای ماه ورع ای ماه استغفار

درودم بر تو ای ماه نماز و ماه استغفار

سلامم بر تو ای ماه فضیلت ماه آزادی

درودم بر تو ای ماه عزیمت ای مه شادی

سلام بر تو ای ماه هدایت ای مه ایمان

درودم برتو ای ماه عنایت ای مه سبحان

سلامم بر تو ای ماه تلاوت ای مه فرقان

درودم بر تو ماه شهادت ای مه قرآن

سلامم بر تو ای ماه مبارک ماه وعظ و پند

درودم بر تو ای ماه سالک ای مه پیوند

سلامم بر تو ای ماه ولایت ای مه والا

درودم بر تو ای ماه سعادت ای مه رعنا




موضوع مطلب :


شنبه 96 اسفند 12 :: 10:44 عصر ::  نویسنده : مطالب وبلاگ های پارسی بلاگ

غروب ها که می آیی

آیینه می شوند

همه سیلاب های پشت آبادی

غروب ها که می آیی

از پشت تبریزی های قد بلند

از پشت ابر های خسته ی خونین بال 

سرک می کشد آفتاب ...

عشق

حقیقت است

غروب ها که می آیی

سپیده

آغاز می شود

http://img1.tebyan.net/Big/1393/11/11011520501296625571292119955386026240.jpg

منبع: وبلاگ لحظه های آبی

آرشیو وبلاگ های پارسی بلاگ




موضوع مطلب : شعر, پارسی بلاگ, لجظه های آبی, سپیده, متن شعر


نتیجه تصویری برای تصویر تیر خوردن علی اصغر

با خودم فکر می کنم 
اصلا چرا باید رباب ، با آب هم قافیه باشد
روضه خوان ها زیادی شلوغش می کنند
حرمله آنقدر ها هم که می گویند تیر انداز ماهری نبود
هدف های روشنی داشت
چشم عباس گلوی تو سینه ی حسین
تنها تو بودی که خوب فهمیدی
استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی
خون تو جاذبه ی زمین را بی اعتبار کرد
حالا پدرت یک قدم سوی خیمه می رود بر می گردد
می رود بر می گردد
می رود...
با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره ای بسازد
تادیگر صدای سم اسب های وحشی از خواب بیدارت نکند
رباب می رسد از راه
با نگاه
با یک جمله ی کوتاه
آقا خودتان که سالمید ان شاالله.

سیدحمیدرضا برقعی 




موضوع مطلب : رباب, شعر, آرشیو, پارسی بلاگ


سه شنبه 96 دی 5 :: 5:25 عصر ::  نویسنده : مطالب وبلاگ های پارسی بلاگ

با باد شروع به درد و دل کردم ،جنونش گرفت گردباد شد
همه چیزو تخریب کرد
سمتِ دریا رفتم،سر صحبت و باهاش باز کردم عصبانی شد
از کرکس و کلاغایی که توو آسمون میچرخیدن خبر رسید
سونامی فلان کشورو قورت داده
دیگه چیزی به دریا نگفتم به قصدِ حرف زدن با کوه راه افتادم
پیش خودم گفتم کوه چون کوهه لااقل میشه چند کلمه مردونه باهاش حرف زد تا کمی از دلتنگیامو پیشش امانت بذارم به یه کوهِ قوی هیکل رسیدم،سلام کردم جواب داد
تا حرفامو شنید نعره کنان بغضش آتشفشان شد
از همه جا بریده رو به آسمون کردم باهاش حرف بزنم
چیزی نگفته حالمو دید اخم ابراش توو هم رفت
فریاد رعد آسایی کشید،سیل،سیل گرفت
میبینی "بدون تو"
توو دنیایِ شعرامو دل نوشته هام 
همه و همه آخر الزمان شده
یادش بخیر وقتی دستِ نوازشت رو سر و تَنِ نوشته هام بود
شاخِ گوزنا شکوفه میداد
دعای ماهیا پشت سرمون بود
آواز پرنده ها لالایی شب ما میشد
حتی جیرجیرکا صدای بلبل داشتن
کلاغ تو آینه ی شعر خودشو طاووس میدید
روباه دروغ و حیله رو کنار گذاشته بود
یادش بخیر وقتی کنارم بودی...
یادش بخیر....!

پژمان بدری




موضوع مطلب : شعر, شعر نو, نوستالژی, شعر خواندنی, متن ادبی


چهارشنبه 95 خرداد 26 :: 9:22 عصر ::  نویسنده : مطالب وبلاگ های پارسی بلاگ

حوض ِ این خانه بی مــــــــاه شد 
.
از وقتی ، چشم هایت را 
از پشت ِ پنجره حیاط
پَس گرفتی 
.
.
.
مریم.جاوید





موضوع مطلب :


چهارشنبه 95 خرداد 26 :: 9:21 عصر ::  نویسنده : مطالب وبلاگ های پارسی بلاگ

هر انسانی دارای چندین فرشته همراه است که از جمله معروف ترین آن ها فرشتگان «رقیب عتید» هستند. مسئولیت آنان نوشتن هر کاری است که از انسان خارج می شود و به لفظ در می آید: مَّا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ?؛ آدمى‌ هیچ سخنى را به لفظ درنمى‌آورد مگر اینکه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى‌کند].(ق، آیه 18)

البته لفظ در این جا اعم از قول است و شامل فعل نیز می شود همان طوری که مراد از اکل در آیه 188 سوره بقره هر گونه تصرف از جمله خوردن است.

غیر از این دو فرشته مسئول کتابت اعمال و ضبط و استنساخ آن، فرشتگانی هستند که مسئولیت آنان حفظ جان آدمی از مرگ است؛ یعنی فرشتگان زندگی هستند. خداوند درباره مسئولیت این فرشتگان می فرماید: وَهُوَ ?لْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ? وَیُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً حَتَّى?? إِذَا جَا?ءَ أَحَدَکُمُ ?لْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا یُفَرِّطُونَ؛ و اوست که بر بندگانش قاهر [و غالب‌] است؛ و نگهبانانى بر شما مى‌فرستد، تا هنگامى که یکى از شما را مرگ فرا رسد، فرشتگان ما جانش بستانند، در حالى که کوتاهى نمى‌کنند.(انعام آیه 61)

این فرشتگان محافظ موظف هستند تا هر خطری را از انسان دور کنند ؛ اما هر گاه زمان مرگ رسید دیگر خودشان را کنار می کشند تا تیر بلا به جان آدمی رسد و او را به جهانی دیگر منتقل کند.

امام علی (ع) می فرمایند: اِنَّ مَعَ کُلِّ إِنْسَان مَلَکَیْنِ یَحْفَظَانِهِ، فَإِذَا جَاءَ الْقَدْرُ خَلَّیا بَیْنَهُ وَبَیْنَهُ، وَإِنَّ الاَجَلَ جُنَّةٌ حَصِینَةٌ؛ هر انسانی دو ملک محافظ دارد ،که از او محافظت می کنند، ولی هنگامی که اجل فرا می رسد کنار می روند،یقینا اجل و ظرفیت عمر آدمی خود سپر مطمئن ،و قلمروی حراست شده است.( نهج البلاغه، حکمت 201).

امیرمومنان علی(ع) می فرماید: کَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً؛ اجل، نگهبان خوبى است.(نهج البلاغه، حکمت 306)

از آیات قرآن نیز استفاده مى شود فرشتگانى هستند که به فرمان خداوند خطرات را از انسان دفع مى کنند. خداوند می فرماید: لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللهِ؛ براى او فرشتگانى است که پى در پى او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت سرش پاسدارى مى‏کنند.(رعد، آیه 11)





موضوع مطلب :


چهارشنبه 95 خرداد 26 :: 9:20 عصر ::  نویسنده : مطالب وبلاگ های پارسی بلاگ

او رفت و از رفتن او درد مانده است          آواری از آنچه به دل کرد مانده است

در قلب من شکست غرور بهار را             از او فقط خاطره ای سرد مانده است

من ماندم و حرف و حدیث نگاهها            دردست من شاخه گلی زردمانده است

باران شدم روی تمام گذشته ام              اما هنوز روی خودم گرد مانده است

باور نمیکنم" شده تسکین آخرم                یک باور غلط که در این مرد مانده است





موضوع مطلب :


جمعه 94 اسفند 28 :: 12:0 صبح ::  نویسنده : seyed

پسر کوچکی برای مادر بزرگش توضیح می دهد آه چگونه همه چیزها ایراد دارند مدرسه ،خانواده ، دوستان ، و...دراین هنگام مادربزرگ مشغول پختن کیک است ، از پسر کوچولو می پرسد: آیا کیک دوست دارد و پاسخ کوچولو البته مثبت است .روغن چطور ؟نه! و حالا دو تا تخم مرغ ؟نه ! مادربزرگ .آرد چی از آرد خوشت می یاد ؟ از جوش شیرین چطور ؟نه مادر بزرگ ! حالم از آنها به هم می خورد.بله همه این چیزها بد به نظر می رسند . اما وقتی به درستی با هم مخلوط شوند ، یک کیک خوشمزه درست می شود . خداوند هم به همین ترتیب عمل میکند.خیلی از اوقات تعجب می کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم . اما او می داند که وقتی همه این سختی ها را به درستی در کنار هم قرار دهد ، نتیجه ، همیشه خوب است ! ما تنها باید به او اعتماد کنیم ،در نهایت همه این پیشامد ها با هم به یک نتیجه فوق العاده می رسند




موضوع مطلب : خداوند, حکمت خداوندی, بهشت, جهنم, عجله, حکایت, عبرت آموز


پنج شنبه 94 اسفند 20 :: 12:0 صبح ::  نویسنده : seyed

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند




موضوع مطلب : ناتوانی, دعا, نامه, قضاوت عجولانه, محبت, عطوفت, قضاوت, کمک به دیگران, کمک بی منت


دوشنبه 94 اسفند 10 :: 12:0 صبح ::  نویسنده : seyed

شخصى امیرالمؤمنین علیه السلام را به مهمانى دعوت کرد.
حضرت فرمود:
دعوت تو را مى پذیرم اما به سه شرط . عرض کرد:
آن سه شرط چیست ؟
فرمود:
1? خارج از منزل چیزى برایم نیاورى !
2? چیزى که در منزل هست از من مضایقه نکنى (هر چه هست از آن پذیرایى کن ).
3? خانواده ات را هم به زحمت میانداز!
میزبان شرایط را قبول کرد و حضرت نیز دعوت او را پذیرفت .(1)
در اسلام مهمانى هاى تحمیلى و تجملاتى درست نیست




موضوع مطلب : حضرت علی(ع), مهمان, شریط مهمانی, مهمان نوازی, داستان, مهمانی تحمیلی, مهمانی تجملی



آرشیو وبلاگ های پارسی بلاگ
درباره وبلاگ

نویسندگان
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز



فروش بک لینک